القاضي سعيد القمي
مقدمه 17
اسرار العبادات و حقيقة الصلوة ( فارسى )
رسيده راستى چگونه به خود حق مىدهند كه نسبت به يك مرد عاليمقام كه شهرت علمي جهانى دارد وپس از چندين قرن نام أو در دنياي علم با احترام برده مىشود در كشور خودش يك نفر آدم لاابالى ومىگسار وياوهگوى وبىايمان وو ومعرفى مىشود اگر تاريخ زندگانى است وترجمه حال اين مختصر را از تاريخ الحكماء شهرزورى وتذكرة الحكماء واخبار الحكماء قفطى نقل كردهايم از كسى كه از نيشابور مشتاقانه به مكة مىرود وبا توقان نفس زيارة بيت اللّه مىكند اينان بچه ميزان سلب ايمان مىكنند كساني أو را مىگسار وشرابخوار مىدانند فكر نمىكنند كه حجة الاسلام غزالى چگونه نزد چنين مردى مىرود وزانو مىزند كه از محضر وى استفاده كند واين مرد دائم الخمر ! چگونه مراقب است كه بغزالى چيزى نياموزد وغزالى پرطاقت تا ظهر صبر مىكند غزالى چرا نگفت آقا اين مقدمات مربوط بمطلب نيست يا لا أقل اين أمور را مىدانم مورد پرسش من اينست خواهشمندم شما همين مورد سؤال مرا جواب بدهيد اينكه مىگويند گفتار ورفتار مؤمن را حمل بر صحت بايد كرد براي كي گفته اگر كسى بگويد همه آن مطالب لازم بوده است وفهميدن علت بدانستن آن مقدمات مربوط بوده اگر از همهء اينها صرفنظر كنيم باز حق زباندرازى ونسبت رذيلة بخل علمي دادن خلاف مردمى است چه مرد حكيم وضع شئ در موضع خود كند الشاهد يرى ما لا يرى الغائب دانستن آن امر براي غزالى مصلحت نبوده يا غزالى را شايسته ندانسته واحتمالات ديگرى نيز مىرود بىآنكه بخيام جسارتى شود فضل أو وفضيلت تقوى اقتضا دارد جلو زبان وقلم را گرفته واز زيان اين دو احتراز جوئيم صاحب تاريخ حكما نقل نموده كه سقراط هميشه شاگردان خود را از نوشتن مسائل منع مىنمود ومىفرمود آنچه كسب مىكند بايد كه در صفحه خاطر نگاشت چه از مسائل حكمت روح را خرمى وانبساطي روى مىدهد پس بايد كه نفوس زنده حفظ آن مىكرده باشند وصيانت آن از پوست مردگان ونفوس مردم نادان واجبست وچون در أوراق نوشته شود جمعى كه لياقت اين علم شريف نداشته باشند سعى در كسب آن خواهند كرد واين علم ضايع خواهد شد لهذا هيچ كتابي تصنيف نكرد وإفادات أو بتلقى بود چه أو بتلقى استفاده نموده بود در وقت استفاده از أستاذ خود بقراطيس پرسيد چرا نمىگذارى